چشم از تو بر نداره
مراقب تو باشه
سرت بلا نیاره
تا تو نخوای نتابه
دلت گرفت بباره
سپردم با تو باشه
هرگز تنهات نذاره
دوست دارم......

روی آن شیشه ی تب دار تو را "ها" کردم
اسم زیبای تو را با نفسم جا کردم
شیشه بد جور دلش ابری و بارانی شد
شیشه را یک شبه تبدیل به دریا کردم
با سر انگشت کشیدم به دلش عکس تو را
عکس زیبای تو را سیر تماشا کردم

مهم اینه دوست دارم فاصله هارو بی خیال

من هم اکنون در دانشکده فنی هستم رشته ی من هم مهندسی کامپیوتر هست(محض اطلاع بعضی ها)
با دوستانم نشستیم سر یک کامپیوتر اسم یکی سپیده و اون یکی مرجان هست
تقدیم به او که نبود ولی حس بودنش بر من شوق زیستن داد دلم برای کسی تنگ است که آفتاب صداقت را به میهمانی گلهای باغ می آورد و گیسوان بلندش را به باد می داد و دست های سپیدش را به آب می بخشید و شعر های خوشی چون پرنده ها می خواند
امشب ميخام تا خود صبح فقط برات دعا کنم
برای خوشبخت شدنت خدا خدا خدا کنم
ميخام برات از آسمون ياسهای خوش بو بچينم
ميخام شبها عکس تو را تو خواب گلها ببينم
ميخام تو رو قسم بدم به جون هر چی عاشقه
به جون هرچی قلب صاف رنگ گل شقايقه
يه موقعی فکر نکنی دلم واست تنگ نميشه
فکر نکنی اگه بری زندگی کم رنگ نميشه
امشب ميخام تا خود صبح فقط برات دعا کنم
راستي ميخوام بگم من عاشق هيچ بني بشري نيستم اين مطالبو همين طوري مينويسم
متولد اسفند ۶۹ هستم
شايد چند روؤي نيام چون درگير مسايل دانشگاهم
تقديم به صاحب قلبي كه أرامش قلب من است
و صدايش دلنشين ترانه روياي من است
چه خوب شد كه به دنيا أمدي
و چه خوبتر شد كه دنياي من شدي
پس بدان كه هميشه دوستت دارم......
درياي طوفاني
چرا امشب نمي تابي به اين درياي طوفاني
هوا سرد است و خورشيدم نگو در بند و زنداني
نگو دريا نمي بارد كه من از گريه لبريزم
و در هر قطره اشكم كه مي ريزد تو پنهاني
سفر كردند ماهي ها از اين درياي يخ بسته
تو تابستان من بودي شدم ديگر زمستاني
تو در من أتشي هستي كه خاموشت نخواهم كرد
خودت اين را به من گفتي ولي حالا گريزاني
من از هر مرغ دريايي نشاني از تو ميخواهم
كه ميگويند عاشق شد مگر اين را نمي داني
و در أن لحظه امواجي مرا بر صخره مي كوبد
تنم أهسته مي سوزد در اندوه پشيماني...
اگر کسي را دوست داشته باشي
، نمي توني توي چشم هاي اون زل بزني...
نمي توني دوريش را تحمل کني...
نمي توني بهش بگي که چقدر دوستش داري...
نمي توني بهش بگي چقدر بهش نياز داري ...
واسه همينه که عاشق ها ديوونه ميشن.
*به او بگوييد دوستش دارم
به او که قلبش به وسعت درياييست که قايق کوچک دل من در آن غرق شده
به او که مرا از اين زمين خاکي به سرزمين نور و شعر و ترانه برد .
و چشمهايم را به دنيايي پر از زيبايي باز کرد.
" دوستت دارم " را
من دلاویزترین شعر جهان یافته ام
این گل سرخ من است .
دامنی پر کن از این گل که دهی هدیه به خلق
که بری خانه دشمن !
که فشانی بر دوست ،
راز خوشیختی هرکس به پراکندن اوست !
در دل مردم عالم _ به خدا _
نور خواهد پاشید
روح خواهد بخشید .
تو هم ای خوب من ! این نکته به تکرار بگو
این دلاویزترین شعر جهان را همه وقت
نه به یکبار و به ده بار، که صد بار بگو
" دوستم داری " را از من بسیار بپرس
دوستت دارم را با من بسیار بگو
<< از بین کسانی که به کوهستان میروند تا برای نزول باران دعا کنند ، تنها کسانی که چتری همراه خود می برند به خدا ایمان دارند >>